ترنمترنم، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

👧 ..ترنم بهاری.. 👧

آش دندونی

  دخترکم... قشنگ مامان.... بالآخره طلسم پختن آش دندونی رو شکستم... نمیدونم چرا همت نمیکردم درست کنم... از طرفی هم چون تا حالا درست نکردم می‌ترسیدم خوب از آب در نیاد... ولی بالاخره دل رو به دریا زدم و برعکس چیزی که فکر میکردم نتیجه کار عالی شد... همه ی اقوام و آشناها واقعا خوششون اومده بود و دستور پختش رو می‌پرسیدن ازم... بالاخره مامان آشپز هم شددد... بعد از پختن بین اقوام پخششون کردم...  اینم عکس هنرنمایی مامان جون... بفرما آش ملوسکم     ...
23 آبان 1394

اولین بارها

دخترکم کارهای زیادی هست که تا حالا یاد گرفتگی انجام بدی...ولی من بخاطر مشغله فکری و کاری زیاد فراموش کردم تو وبلاگت بنویسم عزیزم... حالا امروز میخوام جبران کنم... اولین باری که دمر شدی و روی شکم خوابیدی___≥ ۴ ماهگی اولین باری که سعی کردی اسباب بازیت رو به دستت بگیری ___≥۴/۵ ماهگی اولین باری که بدون کمک نشستی ___≥۶ ماهگی   اولین مروارید سفید ___≥ ۶ ماهگی اولین باری که دست دستی کردی ___≥۷ ماهگی  اولین باری که تقلید صدا کردی (صدای کلاغ) ___≥۷ ماهگی  اولین باری که بای بای کردی ___۷/۵ ماهگی  تازگی ها هم نزدیک به 8 ماهته سعی میکنی چهار دست و پا بری...ولی هنوز...
23 آبان 1394

ترنم در 7 ماهگی

  ترنم جان در 7 ماهگی 8200 گرم وزن 70 سانتی متر قد   دختر گلم 7 ماهگیت مبارک باشه عزیزم... یک هفته بعد از 7 ماه برای چکاب ماهیانه رفتیم پیش دکتر کنی که خیلی از رشدت راضی بود عزیزم... پنیر سفید و کلم سفید هم به غذاهایی که میخوری اضافه کرد... ولی این روزا بخاطر در دندون های بالاییت خیلی بیتابی میکنی و کم اشتها شدی...شبا چند بار از خواب بیدار میشی و.گریه میکنی... امیدوارم این روزهای سخت زود بگذره و دو تا مروارید بالایی هم در بیاد که درد لثه هات تموم بشه عشق مامان... اینم عکسای 7 ماهگی نفس مامان....             ...
20 آبان 1394

ترنم و تماشای کارتون

  دخترکم مثل بچگی های مامان عاشق کارتون و انیمیشن هستی... البته مادر همچنان کودک درونش زنده س و با شما به تماشا میشینه... کارتون هایی که خیلی دوست داری موزی و مازی... تیگر و پو...قهرمانان تنیس... و آهنگ اعلام برنامه شبکه پویا که عاشقش هستی... اینم چند تا عکس از شما در حال تماشای کارتون وروجکم...         ...
20 آبان 1394

مراحل غذا خوردن ترنم گلی

سلام قشنگ مامان... چند روزیه فرصت نکردم بیام گل مامان... میخوام چند تا عکس از غذا خوردن تو وروجک بذارم ببینی با چه جنگولک بازی هایی بهت غذا میدادیم... واسه غذا دادن به شما شازده خانوم یه باغ وحش رو اجیر میکنیم... کلاغ میشیم...گربه میشیم...هاپو میشیم...جوجو میشیم...خلاصه هر موجود زنده ای که بشه صداش رو در آورد... حالا بریم سراغ یکسری عکس...   وقتی خیلی گرسنه ای و با حرص میگی زود باشین غذای منو بدییییید...      وقتی به مراد دلت میرسی و با ولع هر چه تمام تر مشغول خوردن میشی...نوش جونت مامانم...   وقتی دیگه سیر میشی و برای ادامه تمایلی نشون نمیدی.....
20 آبان 1394
1